بش آقاج

با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی امیدوارم که دراین وبلاگ لحظات خوبی را سپری کنید واز مطالب آن لذت ببرید

اجی مجی لاترجی
ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٥/۱٤  

 

 موجودی بنام آل

آل نام موجودی از خانواده‌ی شیاطین است که در فرهنگ عامه‌ی ایران، قفقاز، آسیای میانه و بخش‌های جنوبی روسیه به وجود آن‌ها اشاره می‌شود و ماجراهای مختلفی درباره‌شان نقل می‌گردد. آل‌ها به آن دسته از شیاطین تعلق دارند که کار اصلی‌شان جلوگیری از روند طبیعی رشد جمعیت است. به عبارت دیگر، محدوده‌ی عملیات‌های شیطانی آنها شامل تولد نوزاد و به‌خصوص تولید مثل نسل بشر می‌شود. در افسانه‌های خاور نزدیک آمده که خداوند در ابتدا یک آل را به عنوان همدم آدم خلق کرد اما از آن‌جایی که آدم از خاک آفریده شده بود، نتوانست خود را با آل – که از جنس آتش بود – وفق بدهد. این طور شد که خداوند حوا را به عنوان همراه تازه‌ی آدم خلق کرد. به گفته‌ی افسانه دلیل خصومت آل با حوا و دخترانش درست به همین خاطر است.


همه‌ نام‌های آل‌ها

آل‌ها در نقاط مختلف دنیا اسامی متفاوتی دارند؛ نام آن‌ها در ایران و قفقاز شمالی آل است، در گرجستان آلی، در تاجیکستان و افغانستان اُل، هال و خال و در کشورهای ترک‌زبانِ‌ آسیای میانه به آن‌ها آلماستی (یا آلباستی) می‌گویند. در مناطق دیگر اسامی دیگری هم برای آل‌ها به کار می‌رود، مثل «مادر بچه‌ها» یا «دخترِ پسر شیطان». در قبایل لُرها و بختیاری‌ها هم از آن‌ها با نام یال اسم برده می‌شود. در زبان کُردی، علاوه بر کلمه‌ی آل، از آلک هم استفاده می‌شود که واضح است از زبان ارمنی گرفته شده است. بیماری سرخک را هم معمولا آل می‌نامند، که به احتمال بسیار از کلمه‌ی «آل» (سرخ) در زبان ترکی گرفته شده و آن را این طور تعریف می‌کنند: «بیماری‌ای که زنانی که تازه وضع حمل کرده‌اند به آن دچار شده و به واسطه‌ی آن از بین می‌روند. این بیماری از روز تولد تا هفت روز پس از آن جانِ بچه را هم تهدید می‌کند.» در مناطقی از ایران به آل، بختک یا آلِ بختک هم می‌گویند. در ادبیات غرب اولین باری که از آل نامی به میان آمده به اواسط قرن نوزدهم برمی‌گردد که گردشگری انگلیسی در حین سفر به آسیای میانه از این پدیده حرفی به میان آورده است.

آل در ایران

اصلی‌ترین دلمشغولی آل‌ها دزدیدن شش، جگر و قلبِ زنانِ زائو یا زنان باردار است. آل‌ها هم‌چنین جنین‌های تازه شکل گرفته در رحم را هم از بین می‌برد، که این کار منجر به سقط جنین می‌شود. کار اصلی آل‌ها این است که به سراغ زنان زائو می‌روند و پس از دزیدن اعضای درونی بدن زنِ تازه‌زا تلاش می‌کنند تا با بیشترین سرعت ممکن از آن‌جا دور شوند و خود را به اولین منبع آب (جویبار، رودخانه و...) برسانند، که در این صورت دیگر نمی‌توان زائو را از مرگ نجات داد. به زنانی که در حین زایمان دچار مشکل می‌شوند، «آل‌زده» می‌گویند. آل‌ها در کنار آب جگر زنِ آل‌زده را می‌شویند و می‌خورند. به همین خاطر است که وقتی پس از زایمان حال زن زائو به‌هم می‌ریزد، لازم است که آب‌ رودخانه یا جویبارهای اطراف خانه را با چوب یا شمشیر به‌هم زد تا مبادا آل از آن‌جا گذر کند. در عین حال، از قدیم گفته‌اند که که با جیغ یا فریاد زدن و شلیک کردن گلوله کنار آب می‌توان از ورود آل‌ها جلوگیری کرد. به طور کلی، آب به عنوان مرز بین زندگی و مرگ موتیفی قدیمی‌ست و جگر هم در این میان ارزشی نمادین دارد؛ از روزگار قدیم جگر به عنوان مرکز هسته‌ای حیات و تفکر انسانی به شمار می‌آمده و به همین خاطر از دست دادن آن منجر به مرگ جسم و روح می‌شود. درست به همین ترتیب است که آرزوی شیاطین هم برآورده می‌گردد. به همین خاطر است که اصطلاح‌هایی مثل «آل بِزنت» یا «آل بِبرت» نفرین‌های هولناکی به شمار می‌آیند. در ایران، آل ظاهر پیرزنی لاغر و استخوانی با بینی‌ای گِلی و صورتی سرخ‌رنگ دارد که سبدی حصیری روی شانه‌اش آویزان است که در آن شش یا جگر مادر جوان (یا نوزاد) را قرار می‌دهد:

آل بشناختن بود مشکل
گیس او سرخ و بینی‌اش از گِل
گر ببینی بگیر بینی او
تا از او مطلب بود حاصل

درباره‌ی آل جزئیات مشابهی هم در داستانی از مردمان روستایی در نزدیکی‌های شهر اصفهان آمده است:

آل یا ایسیچی می‌افتد روی انسان، آن شخص خوابیده دماغش را می‌گیرد و می‌گوید: گلوبندت کجاست؟ می‌گوید آونگون است ناودون. شخص خوابیده دماغش را ول نمی‌کند و یک نفر را صدا زده می‌گوید برو گلوبند را بیاور. او می‌رود و گلوبند را می‌آورد. اگر هم بسم الله نگوید و بگزارد روی زمین دو مرتبه ایسیچی خودش گلوبند را می‌برد. ایسیچی بچه‌ی خوب را می‌برد و در عوض بچه‌ی بد برای صاحب بچه می‌آورد.

آل‌ در ارمنستان

با وجود این‌که گفته می‌شود در فرهنگ عامه‌ی ارمنستان آل‌ها (یا آلک) «معمولا از جنس مذکر هستند – اغلب به صورت دو جنس آشکار نمی‌شود – و مثل انسان‌ها هم تولید مثل می‌کنند»، اما با توجه به ویژگی‌های عملکردی آنها و حوزه‌ی فعالیت‌های‌شان، عقیده‌ی رایج درباره آل‌ها این است که آنها شیاطینی مونث هستند. به همین دلیل است که در فرهنگ عامه‌ی ارمنستان از ترکیب مادر آل استفاده می‌شود.

به طور کلی، آل‌ها در ارمنستان شکل به پیرزنی فرتوت توصیف می‌شوند؛ با دندان‌های نیش‌ِ تیز و بلند شبیه به یک گراز وحشی، موی ژولیده، پنجه‌های مسی، دندان‌های آهنی، سینه‌های افتاده، بینی گِلی و چشم‌هایی سرخ‌رنگ. معمولا آل‌ها را با شیاطین دیگر اشتباه می‌گیرند. در فرهنگ عامه‌ی ارمنستان گفته می‌شود که آل‌ها را می‌توان با سوزن زدن به بدنشان گرفت و به خانه آورد و مجبورشان کرد تا کارهای خانه را انجام بدهند. چهل روز بعد از تولد بچه،‌ آل‌ها هنوز می‌توانند بچه را بدزدند و یک بچه جن به جای آن قرار بدهند.

یکی از ویژگی‌های منحصر به‌فرد آل‌ها در ایران و ارمنستان این است که طبق فرهنگ عامه‌ی این دو کشور، آل‌ها در رودخانه‌ها و چاه‌ها زندگی‌ می‌کنند و به انسان‌هایی که تنها در آب باشند آزار می‌رسانند و یا آن‌ها می‌خورند. در کتاب‌‌های ارمنی درباره این موضوع چنین آمده است: «آل‌ها در نزدیکی آب‌ یا چاه‌ها زندگی می‌کنند. آن‌ها در تاریکی یا در مکان‌های تاریک هر از گاهی به شخصی بزرگسال یا خردسال حمله می‌کنند و او را دیوانه می‌کنند و مغز او را از بین می‌برند. آن‌ها از قعر چاه بیرون می‌آیند و در هیبت یک زن روبه‌روی فرد ظاهر می‌شوند.

در آسیای میانه آل‌ (آلماستی، آلباستی) معمولا به شکل زنی پرمو، زشت و چاق توصیف می‌شود که سینه‌های آویزانی دارد و یکی از آنها را بر روی شانه‌اش قرار داده است. این آل کیفی پشمی بر شانه‌اش آویزان کرده که در آن قلب و جگر قربانی‌اش را قرار می‌دهد.

در مناطق دیگر ایران (مثل کرمان، انارک و...) از جنس مذکر آل هم اسم برده می‌شود که همان کارهای جنس مونث را انجام می‌دهد. نام این دو اغلب در کنار هم می‌آید و مکالمه‌ای هم هست که به آنها نسبت داده می‌شود: «آل مذکر به آل مونث گفت: "کجا زندگی می‌کنی؟" جواب داد در بوته‌زارها. آل مونث پرسید: "تو کجا زندگی می‌کنی؟" من در تاریکی زندگی می‌کنم و هر کسی که بدون گفتن بسم الله الرحمن الرحیم وارد آن‌جا شود، ضربه‌ای حسابی از من خواهد خورد." آل مذکر پرسید: "از چه چیزی می‌ترسی؟" جواب داد از سلاح‌ها، قرآن، جادو و بوی پیاز. دوباره از آل مونث سوال شد: "کجا می‌روی؟"‌ جواب داد: می‌روم تا سر بالین مادری تازه‌زا بنشیم، تا به محض این‌که تنها شد، قلب و جگر او را با چاقو دربیاورم و در سبدم بگذارم.»

آل‌ در افغانستان

در تهران با صفر علی عزیزی، یک پناهنده‌ی افغان، گفت‌وگو کردم؛ او مدعی بود که آل‌ها موجوداتی واقعی هستند و در افغانستان – برخلاف ایران – هنوز تعداد زیادی از آنها وجود دارند. صفر علی ماجرایی درباره آل‌ها را هم برایم تعریف کرد: «ایران چه کشور خوبی‌ست! این‌جا به ندرت ارواح خبیثه پیدایشان می‌شود!‌ اما در افغانستان شبی نیست که با یکی از آن‌ها طرف نشوی. من خودم دو سری آل دیده‌ام: یک شب پدرم در حین آبیاری زمین‌هایش پیرزنی فرتوت می‌بیند که لبه‌ی جویبار آب نشسته و موهای بلند، بینی نوک‌تیز و دندان‌های تیز و بلندی دارد و جگری را در دست گرفته و هر از گاهی جگر را نزدیک بینی‌اش می‌آورد و زار می‌زند. پدرم فورا می‌فهمد که این یک آل است و وحشت‌زده به میدان روستا برمی‌گردد، که من – که آن زمان دوازده سیزده سالم بود – داشتم با دوستانم بازی می‌کردم. گروهی از اهالی روستا دور پدرم جمع شدند و همراه او سر زمین رفتند. من هم با آنها رفتم. پیرزن فرتوت را درست همان جایی که پدرم می‌گفت پیدا کردیم. مردان روستا او را محاصره کردند. پدرم موهایش را از پشت گرفت و کشید و با بیل به گردن او زد. زن با صدای بلد زار می‌زد و به زبان انسان‌ها از پدرم خواهش می‌کرد که او را رها کند. چشمان آل درشت و سرخ‌رنگ بودند. وقتی به آن‌ها نگاه می‌کردی، تنت به رعشه می‌افتاد. پدرم از او پرسید که جگر را از کجا دزدیده و آیا آن را در آب جوی شسته است یا نه؟ او گفت که جگر را هنوز نشسته و سوگند خورد که اگر اجازه بدهند که برود، می‌رود و جگر را سر جای اصلی‌اش می‌گذارد. پدرم یک تار موی او را کند و گذاشت که برود. تا همین امروز آن تار مو لای کتاب قرآن خانه‌ی ما هست.»

صفر علی یک ماجرای دیگر هم درباره‌ی آل‌ها برایم تعریف کرد که تفسیر تازه‌ای از آل‌ها ارائه می‌دهد و نمونه‌اش را در هیچ منطقه‌ی دیگری نشنیده‌ بودم: «در یکی از روستاهای دورافتاده‌ی منطقه‌ی پروان در افغانستان به همراه پنج نفر در مسجدی خوابیده بودیم که در نیمه‌های شب عجوزه‌ای قد بلند با موهای پریشان و پاهای بزرگ وارد شد. آن زن فرش‌ها را جمع کرد و روی زمین دراز کشید و بعد رفت در محراب نشست. ما سعی کردیم او را بگیریم اما موفق نشدیم. او به ما حمله کرد و در همان حال گفت: "من با شما کاری ندارم. هیچ‌کدامتان به من دست نزنید وگرنه نابودتان می‌کنم." ما کبریتی روشن کردیم و او به محض دیدن کبریت روشن ترسید و فرار کرد. با وجود این، کمی بعد دوباره برگشت و در مسجد را شکست. مصلحت دیدیم که از آن‌جا برویم. همان طور که مسجد را ترک می‌کردیم می‌شنیدیم که زن پشت سر ما می‌گفت که هیچ کسی حق ندارد شب در مسجد بخوابد.» صفر علی یک نکته‌ی جالب هم درباره‌ی آل‌ها گفت؛ آن هم این‌که آل‌‌ها از سگ به شدت می‌ترسند؛ هر جا که سگی باشد، سر و کله‌ی آل‌ها آنجا پیدا نمی‌شود.

روش‌های دفع آل

برای دفع آل، سه تا پنج پیاز را خُرد می‌کنند و در گوشه‌های اتاقِ زن زائو قرار می‌دهند. بهتر است که شی‌ای فلزی – مثل قیچی، چاقو یا شمشیر – هم بالای سر مادر نوزاد قرار داده شود. با شمشیر دور رختخواب زائو خط می‌کشند و می‌خوانند: «به خاطر چه کسی از دژ دفاع می‌کنم؟» که بقیه پاسخ می‌دهند: «برای مریم و فرزندش.» و سرانجام می‌خوانند: «خدا حفظشان کنند.»‌ پس از آن، شمشیر را بالای سر زائو آویزان می‌کنند تا ده روز بگذرد و زائو حمام زایمان را انجام بدهد. ادوارد براون هم‌چنین از نمونه‌های دیگری برای دفع آل یاد کرده است؛ طی ساعت‌های اولیه پس از تولد مادر نباید به هیچ‌وجه بخوابد اما اگر مادر نمی‌تواند بیدار بماند و خواب بر او غلبه می‌کند باید زنان دیگر بالای سر او با صدای بلند بگویند: «یا مریم!» زنان ایرانی از حضرت فاطمه (س) طلب کمک می‌کنند. در همدان، علاوه بر وسایل دیگر برای دفع آل، در اتاق زنی که تازه فارغ شده، دو گهواره می‌گذارند تا آل را فریب بدهند و در جاهای دیگر شش و جگر گوسفند را در حیاط آویزان می‌کنند تا آل با دیدن آن‌ها از دزدیدن جگر مادر و نوزاد دست بردارد.

در استان خراسان در شمال شرقی ایران، باور عامه این است که آل‌ها سعی می‌کنند نوزاد را با همزادش عوض کنند؛ باور این است که همزاد نوعی از جن است که با انسان به دنیا می‌آید و در طول زندگی همراه با او زندگی می‌کند. در همین استان برای ترساندن آل، صورت نوزاد را با خاکستر سیاه و خانه را پُر از دود باروت می‌کنند. بعضی‌ها هم سوزنی همراه با نخ به دست نوزاد می‌بندند. گذشته از این، بر روی سقف نان، عسل، کره و ظرف آب می‌گذارند تا آلی که قصد دارد وارد خانه شود آن‌ها را ببیند و با خوردن آن‌ها دیگر هوس خوردن جگر مادر و نوزاد از سرش بپرد. اما به طور کلی، وقتی کسی با آل رو‌به‌رو می‌شود، باید بینی یا موی او را بکشد و اگر آل جگر مادر را پس نداد، تهدید کند که آنها را می‌بُرد.

موجودی افسانه‌ای در باور مردم عامه‌ی ایران‌‚ قفقاز‚ آسیای میانه و بخش‌هایی از جنوب روسیه که بنا به اعتقاد عام به زنانی که به تازگی کودکی به دنیا آورده‌اند‚ زنانی که کودکی در راه دارند‚ و یا نوزادان آسیب می‌رساند. آل‌ها که در ایران بدین نام خوانده می‌شوند‚ در مناطق مختلف نام‌های گوناگونی دارند: در ارمنستان به آل یا آلک‌‚ در کردستان اُل‌‚ در افغانستان و تاجیکستان هال یا خال‌‚ در آسیای میانه آلباستی یا آلماستی‌‚ و در کشمیر و بدخشان به هالماستی معروف‌اند.

همان‌طور که مشخص است در تمامی این اسامی ریشه‌ی ایرانی آل به معنای سرخ دیده می‌شود. از آل در سینمای ایران نخستین بار در فیلم شب بیست و نهم سخن گفته شد. فیلمی درباره‌ی زن بارداری که فکر می‌کند این موجود درصدد آزار و اذیت‌اش برآمده است‌. اما جدیدترین فیلمی که با محوریت این موجود خیالی ساخته شده است‌‚ فیلمی ترسناک با همین عنوان به کارگردانی بهرام بهرامیان (سازنده‌ی مجموعه‌ی ساعت شنی )‚ تهیه‌کنندگی علی معلم (سردبیر مجله دنیای تصویر) و نویسندگی بهرام عظیمی (انیماتور و سازنده‌ی موفق انیمیشن‌های راهنمایی رانندگی‌) می‌باشد که در ایران و ارمنستان فیلمبرداری شده است‌.

در آل بازیگرانی چون مصطفی زمانی‌‚ آناهیتا نعمتی‌‚ همایون ارشادی‌‚ هنگامه حمیدزاده و کیتوش آرزویان ایفای نقش می‌کنند و داستان آن درباره‌ی مهندس جوانی است که به دستور مدیر شرکت خود عازم ما›موریتی در ارمنستان می‌شود و در این سفر زن باردار خود را نیز به همراه می‌برد. اما اتفاق‌های عجیب و غریبی که در آنجا برای این دو می‌افتد زندگی‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهد...

آل‌ها چه شکلی‌اند؟!

آل‌ها بدین شکل توصیف شده‌اند: در ایران آل‌ها شکل‌ِ پیرزنانی لاغر و استخوانی با دست‌های بسیار باریک و بلند‚ موهایی سرخ یا سفید و ژولیده‌‚ چشمانی درشت‌‚ صورتی سرخ‌رنگ‌‚ دماغی از گِل یا خمیر (درست شبیه <بینی گلین‌>‚ یکی دیگر از موجودات خیالی ایران‌) را دارند. آنها در آسیای میانه موجوداتی چاق و زشت و بسیار پرمُو هستند و در افغانستان زنانی جوان‌اند با دندان‌ها و ناخن‌هایی دراز (مانند گراز وحشی‌)‚ چشمانی اُریب و پاشنه‌هایی برگشته به سوی جلو.

آل‌زدگی چیست؟

بنا به روایت‌های عامه آل‌ها از دیوار خانه یا پشت‌بام یا پنجره به درون اتاق‌ِ زن آبستن‌‚ و یا زن‌ِ تازه زایمان کرده پا گذاشته‌‚ قلب یا جگر او را می‌دزدند و با خود می‌برند و بدین وسیله موجب مرگ او می‌شوند. آل‌ها همچنین ممکن است با آسیب رساندن به جنین در شکم مادر‚ سبب از بین رفتن او گردند و یا این که نوزادان زیرِ چهل روز را دزدیده و آنها را با بچه‌های خود یا جن‌ها عوض می‌کنند. (این کارِ آل‌ها دقیقا مشابه کاری است که ا†لف‌ها در اسطوره‌های ژرمنی انجام می‌دهند.) به صورت کلی به افرادی که مورد حمله‌ی آل‌ها قرار گرفته‌اند‚ <آل‌زده‌>‚ و بیماری ناشی از آن را <آل‌زدگی‌> می‌گویند. آل‌ها معمولا برای دزدیدن اعضای بدن زنان و نوزادان‌‚ یک سبد حصیری همراه خود دارند.

آداب دفع آل!

مردم در قدیم برای دفع آل‌‚ آداب و کارهای مخصوصی انجام می‌دادند. مثلا در عین حال که به هیچ عنوان زن‌ِ زائو را در اتاق تنها نمی‌گذاشتند‚ نام اصلی او را نیز هیچگاه بر زبان نمی‌آوردند تا مبادا به گوش آل برسد. همچنین در اتاق او نامی از آل و جن و ارواح خبیث نمی‌بردند و به هیچ وجه لباس‌های سرخ‌رنگ به مادر و کودک نمی‌پوشاندند. چون باور داشتند که آل عاشق این رنگ است‌. به طور کلی مردم عامه معتقد بودند که آل‌ها از برخی چیزها مثل بعضی اشیای آهنی نظیر سوزن‌‚ قیچی‌‚ چاقو‚ سیخ‌‚ سنجاق و خنجر‚ و یا برخی چیزهای سیاه مثل زغال‌‚ سوخته‌ی باروت‌‚ نخ و ریسمان سیاه‌‚ خوردنی‌هایی مثل سیر و پیاز‚ ذکر بسم‌ا... و نام پاک حضرت مریم و برخی دعاها می‌ترسند و به همین دلیل همواره آنها را در اتاق مادر و نوزاد قرار داده و یا به لباس‌شان وصل می‌کردند.

در همدان برای دفع آل دو گهواره شبیه هم درست می‌کردند تا آل در شناسایی نوزاد دچار اشتباه شود. گاهی نیز دیگی دودزده و سیاه را واژگونه روی پشت‌بام اتاق قرار می‌دادند و یا آدمک‌هایی با لباس سربازی درست می‌کردند و روی بام اتاق زائو در یک رج می‌چیدند و با نخ‌هایی که از آنها آویزان بود تکان‌شان می‌دادند. خراسانی‌ها صورت و بدن نوزاد را با سوخته‌ی باروت سیاه می‌کردند تا آل به خاطر سیاهی و زشتی نوزاد به او نزدیک نشود. یا این که هفت سوزن به لچک نوزاد و هفت سوزن به لچک زائو می‌زدند و بدین وسیله از نزدیک شدن آل به آنها جلوگیری می‌کردند. آنها در مواقعی در آستانه‌ی در اتاق زائو باروت آتش می‌زدند تا صدای انفجار و بوی آن فضای اتاق را پر کند و گاهی نیز روی نانی‌‚ روغن و شکر می‌مالیدند و آن را با یک کوزه‌ی پرآب بالای در ورودی اتاق روی بام می‌گذاردند تا آل با دیدن آنها اغفال شود و زائو را از یاد ببرد. مشابه این رسم میان ارمنی‌ها نیز مرسوم بود. آنها به جای نان‌‚ جگر سفید بُزی را روی بام اتاق زائو می‌انداختند تا آل در صورت آمدن فریفته‌ی آن شود!

درمان‌ِ آل‌زدگی

اگر آل سبب بیماری زائویی می‌شد‚ مردم برای درمان او کارهای مختلفی انجام می‌دادند که البته سعی می‌کردند همه‌ی این کارها پس از بروز نخستین نشانه‌های آل‌زدگی و قبل از آن که آل قلب و شش زن را به آب برساند انجام گیرد. چرا که در غیر این صورت درمان وی غیرممکن می‌شد. مردم خیاو‚ زن را روی دو زانو می‌نشاندند و در بالای سر او بر سینی یا تشت می‌زدند. 4 زن‌‚ 2 بال و 2 پای یک مرغ سیاه را از 4 قسمت در بالای سر زن می‌گرفتند و سر می‌بریدند به گونه‌ای که خون‌اش روی سر و روی او بپاشد. سپس به صورت زن آنقدر سیلی می‌زدند تا کبود شود! بعد از آن دعانویسی را بر سر او می‌آوردند تا برای رفع آل‌زدگی اورادی را بالای سرش بخواند. در میان عشایر چادرنشین لار رسم بود که مردی شمشیر کشیده بر اسبی سوار می‌شد و اسب را در اطراف چادر زن آل‌زده می‌تازاند و با صدای بلند رجز می‌خواند. همزمان زنی دیگر پی در پی به صورت بیمار سیلی می‌زد و زنانی دیگر بالای سرش دعا می‌خواندند.

عشایر فارس عادت داشتند شخصی که به اصطلاح محلی <اودومدار> می‌نامیدند را بر سر بیمار آل‌زده آورند تا آل با دیدن او قلب زائو را بازگرداند. اودومدار به کسی گفته می‌شد که مدعی بود آل به حرف‌های او گوش می‌دهد. در جاهای دیگر نیز مقداری جو در دامن زائوی آل‌زده می‌ریختند و اسبی را می‌آوردند و او را وادار می‌کردند تا جوهای دامن زن را بخورد. این کار بیشتر میان لُرهای ایلام و مردم برخی از روستاهای آذربایجان مثل خیاو یا مشکین‌شهر مرسوم بود.


کلمات کلیدی:
واقعیت هایی در مورد جن
ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٥/۱٤  
 آیا واقعا جن وجود دارد؟چگونه زندگی میکند؟

شاید به جرات بتوان بحث در وادی موجودات ماوراءالطبیعه را به قدمت تاریخ بشری دانست،چه در میان عوام وچه در میان روشنفکران،دانش پژوهان و محققین هر عصر.از این رو بعد از گذشت قرن ها این بحث هنوز هم به همان تازگی دنبال شده و چنانچه وقتی نوشته ای،گفتگویی،داستانی ویا حتی فیلمی در مورد آنها تهیه می شود از استقبال عموم برخوردار می گردد،چرا که بشر همیشه تشنه برداشتن حجاب از مستورهای پیرامون خویش است،تا بتواند حس غریزی کنجکاوی خود را نسبت به این موجودات به طریقی تسکین بخشد.شاید یک وجه اشتراک را بتوان در میان عوام و روشنفکران و دانشمندان یافت وآن شک و تردید نسبت به واقعیت وجودی آنان است؛چراکه حتی سیر تکاملی علم در قاره اروپا و آمریکا هم نتوانسته آن را از محالات بداند و علی رغم همه پیشرفت های علوم بشری هیچ راه حل علمی برای پی بردن به چگونگی این موجودات عنوان نشده و همه چیز مانند ازل در شک و تردید است؛اما در جهان بینی اسلامی همه چیز زیبا و بجا آفریده شده است،حتی موجود ماوراء الطبیعه ای با نام «جن»،موجودی که حتی برخی از مسلمانان،روشنفکران و دانش پژوهان در زمینه دینی یا به دیده شک و تردید در آن نگریسته،ویا سکوت کرده اند. _________________

 
 

جن یک واقعیت است یا افسانه
در میان انسان ها بر خلقت نظام عالم دو دیدگاه کلی وجود دارد،عده ای که همه چیز را ناشی از خلقت ذات الهی می دانند و گروهی دیگر که سر منشاء خلقت نظام دو عالم را در طبیعت جستجو می کنند.اگر چه در میان آنان اختلاف نظرها بسیار عمیق واساسی است،ولی هیچ یک از این دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراء الطبیعه را انکار کنند.
آنهایی که خدا باورند و به روح و معاد معتقدند(غیر از مسلمانان)از آنها به عنوان ارواح خبیثه ویا ارواح شریر یا شیطان یاد می کنند،برخی هم آنها را موجودات فضایی قلمداد می کنند،مادیون هم اعتقادی به ذات الهی و قدرت پروردگار ندارند،این موجودات را همان انسان های اولیه ای می دانند که در سیر تکامل بین انسان ومیمون حیوان مانده وبه شکل و شمایل غریب در آمده اند و یا حتی برخی از آنها معتقدند که اینان انسان های وحشی و بدوی در اعماق جنگل هستند و گاهی خود را نمایان ساخته و موجب اذیت و آزار انسان های متمدن میشوند.
بنا به نص صریح قرآن،موجودات عالم به سه گروه تقسیم می شوند:
1. جامدات
2. نباتات
حیوانات؛که یا دارای عقلند مانند انسان،فرشتگان و جنیان و یا فاقد عقل و شعور مانند حیوانات وباز بنا به آیات نورانی قرآن کریم، باید بدانیم که بدون هیچ شک و تردیدی موجودی با نام«جن» در جهان آفرینش وجود دارد که از نظر تکلیف و شایستگی مورد خطاب پروردگار قرار گرفته و مشابه انسان می باشد، چرا که:
1. سی و چهار بار نام جن در قرآن کریم آورده شده است.
2. هفتادودومین سوره قرآن با نام این موجود مزین گردیده است.
3. احادیث و روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص)،حضرت علی(ع)،امامان و بزرگان علوم دینی در این خصوص،موجود بوده ودر دسترس قرار دارد.
4. به وسیله بسیاری از انسان ها رؤیت شده اند.
به آیاتی از قرآن کریم که وجود جن را مبرهن می داند اشاره می کنیم:
 سپاهیان سلیمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمده و به صف می رفتند.(سوره نمل،آیه 17)
 برای خدا شریکانی از جن قرار دادند و حال آن که جن را خدا آفریده است.(سوره انعام،آیه17)
 بگو از جن و انس گرد آیند تا همانند این قرآن بیاورند،نمی توانند،هر چند که یکدیگر را یاری دهند.(سوره اسرا،آیه8
 سخن پروردگارت بر تو مقرر شد که جهنم را از جن و انس انباشته می کنیم.(سوره هود،آیه119)
 ای گروه جنیان و آدمیان،اگر می توانید از قطر آسمان و زمین بگذرید،بیرون روید ولی بیرون نتوانید رفت مگر با قدرتی.(سوره الرحمن،آیه33)
مرحوم شیخ مفی در کتاب «ارشاد» آورده است:
در آثاری از ابن عباس نقل شده:زمانی که پیامبر اسلام(ص) به قصد جنگ با قبیله مصطلق از مدینه خارج شد،هنگام شب به دره وحشتناک و صعب العبوری رسید.اواخر شب جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد که طایفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مکر و شر و اذیت شما و اصحابتان را دارند.(ارشاد،ص399)
از حضرت امام صادق(ع)روایت شده:
روزی حضرت رسول(ص)نشسته بود،مردی به خدمتشان رسید که بلندی قامتش مثل درخت خرما بود.سلام کرد،حضرت جواب داد و سپس فرمود«خودش وکلامش شبیه جن است».سپس به او فرمود کیستی؟ عرض کرد :من هام،پسر هیم،فرزند لاتیس،پسر ابلیس هستم.(بحارالانوار،ص83)
بانو حکیمیه دختر امام کاظم(ع) می گویدکه برادرم رضا(ع) را دیدم که تنها بود،عرض کردم:با چه کسی سخن می گویید؟ فرمودند:فردی از جن آمده تا مسائلی بپرسد و از چیزهایی شکایت کند.(اصول کافی،ص395)
علامه طباطبایی(ره)می فرمودند:
روزی آقای بحرینی که یکی از افراد معروف و مشهور در احضار جن و از متبحرترین در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور یافت،چادری آوردند،دو طرفش را به دست من داد و دو طرف دیگر را به دست های خودش گرفت.این چادر به فاصله دو وجب از زمین فاصله داشت. در این حال جنیان را حاضر کرد،صدای غلغله و همهمه شدیدی از زیر چادر برخاست.چادر به شدت تکان می خورد چنان که نزدیک بود از دست ما خارج شود. من محکم نگه داشته بودم،آدمک هایی به قامت دو وجب در زیر چادر بودند وبسیار ازدحام کرده و تکان می خوردند و رفت و آمد داشتند،من با کمال فراست متوجه بودم این صحنه،چشم بندی و صحنه سازی نبوده و صد در صد وقوع امر خارجی بوده است.(رجایی،تهرانی،جن و شیطان،ص47)
جن چگونه موجودی است؟
به واقع جن چگونه موجودی است وآیا می توان توسط علوم پیشرفته امروزی آن را اثبات کرد؟ جن در لغت به معنای مستور و پوشیده است،همان طور که بچه در رحم و پنهان از چشم ما را «جنین»گویند و جنت اشاره به باغی است که درختان آن مانع از به چشم آمدن زمینش می گردد.
وشاید علت شک و تردید در وجود جن نیز همان مستور و پنهان بودنش از انظار و حس بشری است،که به علت آن در ذات خلقتش نهفته است.
قرآن کریم خلقت جن را چنین بیان می دارد:
 و جان (که در بعضی از متون اسلامی آمده است،جان پدر جن است همانطور که آدم پدر انسان)را پیشتر،از آتش زهرآگین آفریدیم.(سوره حجر،آیه27)
 خدا انسان راازگل خشک شده ای چون سفال آفرید و جنیان را از شعله ای بی دود.(سوره الرحمان،آیه12)
از این آیات در می یابیم که جن،آتش است و انسان از جنس خاک،و این چنین دریافت می شود که جنیان قبل از انسان خلق شده است،و از آنجایی که هر دو از ماده آفریده شده اند پس مادی هستند،ولی دو تفاوت اساسی آنها را از سایر موجودات متمایز می سازد:
1. می توانند خود را به هر شکل و قیافه ای درآورند(آکام المرجان)(به استثنای پیامبران و ائمه معصومین وبنا به برخی روایات حتی احدی از شیعیان)
2. از چشم موجودات دیگر پنهانند.
ملاصدرا پنهان و آشکار شدن جن را با هوا قیاس می کند و این طور عنوان می دارد:
«بدن های لطیف در الطاف و نرمی متوسط بوده و از این رو آماده جدایی و یا گرد آمدن هستند،چون گردهم آیند قوام آنها بهتر گشته و مشاهده می گردند و چون جدا گردند قوامشان نازک و جسمشان لطیف می شود و از دیده پنهان می مانند.مانند هوا که وقتی ذاتش گردهم می آیند غلیظ می شود و به صورت ابر درمی آید و وقتی ذرات ازهم جدا می شوند لطیف می شود ودیده نمی شوند.»(ملاصدرا،مفاتیح الغیب)
همین ذات وجودی جنیان به آنها این امکان را می دهد که خود را به هر شکلی و با هر حجمی درآورند.چه به اندازه سرسوزن و چه در اندازه اتاقی بزرگ.آنها به واسطه همین ویژگی،بُعد زمان برایشان معنا ندارد،و مسافتی را که بشر مدت ها باید آن را طی کند.در لحظه ای می پیمایند و اعمالی را که از توان انسان خارج است آنها به راحتی قادر به انجامش هستند عمده ترین علت شکست و تردید در وجود آنان هم همین پنهان بودن از چشم انسان هاست. که البته از نظر علمی هم توجیه پذیر است.چرا که در جهان هستی چیزهای زیاذی وجود دارد که به چشم انسان قابل رؤیت نیستند ولی قدرتشان از نظر جسمی از انسان به مراتب بیشتر است.مثل الکترون ها،امواج الکتریسیته،نورهای ماورای بنفش،اشعه ایکس،باکتری ها و ویروس ها،آمیب ها،جانداران تک سلول و از همه مهمتر ذات اقدس الهی که دیده نمی شود ولی کدام عقل سلیمی می تواند آن را انکار کند؟
بنابراین صرف این که با حواس خود قادر نیستیم آنان را درک کنیم،دلیل بر نبودن آنها نیست.
آیا جن ها برتر از انسان ها هستند؟
همه ما واژه «از ما بهتران»را به کرات شنیده ایم.این واژه در فرهنگ عامیانه ما اغلب برای جن به کار می رود ولی آیا واقعاً این چنین است؟ آیا جن موجودی برتر از انسان است؟ خداوند در قرآن کریم می فرماید«وما فرزندان آدم را بر بسیاری مخلوقات خود برتری و فضیلت کامل بخشیدیم.»(سوره اسراء،آیه70)و همچنین واجب شدن سجده شیطان و فرشتگان بر انسان نیز،خود دلیلی برای برتر بودن نوع انسان است در پیشگاه خداوند.یک انسان کامل بر همه موجدات برتری دارد وحتی بعضی از انسان ها که راه برقراری ارتباط با جنیان را می دانند(مدیوم ها)می توانندبرآنهاتسلط یابند.
باز به قرآن کریم استناد می کنیم که می گوید«از پریان بودند که به فرمان پروردگارش برایش کار می کردند و هر که از آنان از فرمان سر می پیچد به او عذاب آتش سوزان را می چشاندیم.برای وی هرچه می خواست ازبناهای بلندوتندیس ها وکاسه هایی چون حوض ودیگ های محکم می ساختند.»(سوره سباء،آیه12و13)
اگرچه قرآن کریم در مورد تسلط بر جن فقط از حضرت سلیمان یاد کرده است ولی در بسیاری از کشورها وحتی در کشور خودمان هم نمونه های زیادی دیده شده که اشخاصی با عنوان جن گیر و یا احضار کنندگان ارواح توانسته اند از آنها بهره گیرند.
در هر حال باید دانست که در پیشگاه خداوند انسان اشرف مخلوقات است و یک انسان کامل و مؤمن بر همه خلایق برتری دارد.
حیات وزیستن جن
بنابر آیه کریمه قرآن:
 این موجود عجیب پیش از آفرینش انسان،خلق شده است.(سوره حجر،آیه27)
 جنیان از شعله های آتش آفریده شده اند.(سوره الرحمان،آیه14)
 جنیان چون انسان ها دسته دسته به دنیا آمده اند،تا زمان مرگ زندگی کرده و بعد به جهان آخرت خواهند رفت.(سوره فصلت،آیه25)
 آنها نیز نرو ماده دارند.(سوره جن،آیه6)
 آنها نیز تمایلات نفسانی دارند.(سوره الرحمن،آیه56)
 تعداد جنیان بیش از آدمیان است.(سوره انعام،آیه128)
همان طور که پیش از این گفته شد،جن موجودی است مادی که از آتش خلق شده است از آنجایی که دارای حیات است و طبق آیات الهی زاد و ولد می کند پس نرو ماده دارد،خواب و خوراک داردوپایان زندگی اش با مرگ توام است وباز بنابر آیات کریمه،زندگی پس از مرگ نیز خواهد داشت.
تغذیه جنیان
از آنجا که هر موجودی برای ادامه حیات خود احتیاج به تغذیه و خوراک دارد جنیان نیز به طور قطع از چیزهایی تغذیه می کنند.چنانکه«ابن بابویه»نقل کرده است:«گروهی از طایفه جنیان خدمت پیامبراکرم(ص) شرفیاب شدند وعرض کردند:ای رسول خدا چیزی برای خوردن به ما عطا فرما،حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا کرد.»(وسایل الشیعه،جلد1،ص252)
ونیز امام صادق(ع)می فرماید:استخوان و ضایعات غذای جنیان است.(وسایل الشیعه)
سخن گفتن جنیان
فطرت انسان به گونه ای است که احتیاج به سخن گفتن و ارتباط برقرار کردن با همنوعان خود ساخته است.از طرفی اصوات در حیوانات هم به طریق علمی و هم تجربی ثابت شده و همچنین در قرآن و روایات ذکر شده است که بعضی از پیامبران(مانند حضرت نوح و سلیمان)زبان حیوانات را دانسته و می توانستند با آنها سخن گویند.در جنیان نیز به همین گونه است.از آنجایی که جنیان نیز مادی هستند وزندگی اجتماعی آنها ایجاب می کند که با یکدیگر سخن بگویند،پس به طور قطع و یقین آنها اصواتی برای انتقال مفاهیم به یکدیگر دارند ولی در فهم ما نیست.البته کسانی می توانند به طریقی حرف های آنها را دریابند وبا آنها سخن گویند؛چنانکه حضرت رسول و برخی از امامان با آنها صحبت می کردند و افرادی بنابر توانایی های خاصی می توانند با آنها ارتباط برقرار کنند(ارتباط دهندگان یا جن گیران)
از امام صادق(ع)نقل شده است:
«روزی امیرالمؤمنین(ع)د رکوفه بر فراز نبر مشغول خطبه بود که ناگهان اژدهایی در حالی که به شدت به طرف مردم می دوید و آنها از او می گریختند پدیدار شد.حضرت فرمود: «راه را برای او باز کنید».
مار بزرگی جلو آمد واز منبر بالا رفت و پاهای حضرت را بوسید و خود را به پاهای مبارک حضرت مالید وسه بار دمید.سپس پایین آمدورفت وحضرت خطبه را ادامه داد. وقتی مردم توضیح خواستند ایشان فرمود:او مردی از جن بود که می گفت:فرزندش را یکی از انصار به نام جابر بن سمیع،بدون اینکه به او آزاری رسانده باشد با سنگ کشته است و اکنون خون فرزندش را می طلبید.»(بحارالانوار،ص172)قابل ذکر است،دری که مار از آن وارد و خارج شده بود به «باب الثعبان»(درب مار)مشهور شد. پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع)،معاویه که نمی خواست ذکری از فضایل آن حضرت گفته شود دستور دادفیلی آوردند و به آن در بستند. آنقدر فیل را در آنجا نگه داشت تا به باب الفیل مشهور شد.و هم اکنون نیز،«باب الفیل»(درب فیل)نامیده می شود.(بحارالانوار،ص171)
نزول جنیان
از آنجایی که نوع خلقت جنیان با انسان ها متفاوت است واضح است که مکان زندگی آنها متناسب با نوع خلقت آنها باشد ولی آن مکان ها کجاست؟ در بین عوام شایع است که زیر زمین ها جاهای تاریک و مرطوب مانند حمام ها،چاه ها و عمق جنگل ها جایگاه جنیان است. اما بررسی ها حاکی از آن است که قطعاً آنها در جایی زندگی می کنند که از انسان ها به دور باشند.
در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که:در وادی شقره(بیابانی که رنگ خاکش سرخ مایل به زرد است)نماز نخوان زیرا در آنجا منازل جن است.(وسایل الشیعه،ص452)
قابل ذکر است یکی از معروفترین مساجد مکه به نام(مسجدالجن)در غرب شهر مکه محل نزول جنیان در مکه است و مستحب است حاجیان درآن مسجد رفته و دو رکعت نماز به جا آورند.
تولید مثل جنیان
آنچه مسلم است این است که بنابر ذات وجودی جنیان آنها نیز مانند انسان دارای غریزه جنسی بوده وتولد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقای نسلشان آمیزش جنسی مؤنث و مذکر است.اما این سؤال که آیا آنها مانند انسان ها و سایر جانداران با عمل لقاح و تشکیل نطفه تولد می یابند چیزی نیست که ازکلام خداوند بتوان استنباط کردولی ابن عربی در فتوحات گفته است تناسل بشر به القای آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القای هوا در رحم اثنی(جنس ماده)می باشد(جن الشیطان،ص57)
روایتی است از بخشی از وصیت حضرت رسول به امیرالمؤمنین که فرمود:
ای علی در شب اول و وسط و آخر ماه آمیزش مکن همانا جنیان در این سه شب به پیش زنان خویش(برای مقاومت)می روند.(وسایل الشیعه،ص91)
ودر آیه ای برای وصف حوریان بهشتی آمده است:حوریان بهشتی را قبل از شوهرانشان نه آدمی و نه جن دست زده است.(سوره الرحمن،آیه56و74)
خواب جنیان
الله خدایی است که هیچ خدایی جز او نیست زنده و پاینده است.نه خواب سبک اورا دربرمی گیردونه خواب سنگین(سوره بقره،آیه255)
واز حضرت صادق روایت است که می فرمایند:به غیر از خداوند متعال همه خواب دارند حتی فرشتگان(میزان الحمه،ص25)و حدیثی است از رسول خدا که می فرمایند :خواب به چهار گونه است پیامبران به پشت می خوابند ،مؤمنین به دست راست،کافرین ومنافقین به دست چپ و شیاطین به رو می خوابند(شیخ حر عاملی ص1067)
آنچه از این مطالب می توان در یافت این است که به غیر از ذات اقدس الهی همه موجودات دارای خواب هستند.
مرگ جنیان
جنیان نیز مانند هر موجود جانداری همان طور که دارای حیات هستند مرگ هم شامل حالشان می شود چنان که در قرآن کریم آمده:وبر آنها (خطاکاران)نیز همانند پیشینیان از جن و انس عذاب مقرر شد.(سوره فصلت،آیه25)
به امت هایی که پیش از شما بوده اند از جن و انس در آتش داخل شوید.(سوره اعراف آیه 3
ازاین آیات چنین برمی آید که نه تنها آنها هم مانند انسان مرگ دارند بلکه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نیستند.
تکالیف جنیان در مقابل ذات پروردگار
همان طور که در مباحث قبل گفتیم انسان، فرشته و جن سه موجودی هستند که بنابر مصلحت خداوند خلق شده اند و هدف از آفرینش آنها نیز عبادت پروردگار است.
چنانکه در قرآن کریم آمده است:جن و انس را جز برای پرستش خود نیافریده ام.(سوره ذازیان،آیه56)
جن نیز مانند انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجرای قوانین دینی مکلف است چگونگی عبادت و اجرای احکام در میان آنها مشخص نیست ولی آنچه مسلم است این است که پیامبرانی که برای هدایت مخلوق برگزیده شده اند جنیان را نیز هدایت گرند.
چنانکه علامه طباطبایی فرمودند:اتفاقاًدر این باره از خود جنیان هم سؤال شده که آیا پیغمبر شما از جنس خود شماست در پاسخ گفته اند:پیامبران ماانسانند و اینک ما به رسالت ختمی مرتبت ایمان آورده ایم و او را آخرین پیامبر می دانیم.(جن و شیطان)
از بسیاری از آیات روایت و احادیث نیز این طور استنباط می شود که در بعضی از جنیان کافرو بعضی مسلمانند و حتی قبل از ظهور اسلام برخی از آنها یهودی بودند که بعد از اسلام به پیشگاه حضرت محمد(ص)آمده و مسلمان شده اند و برای آنها عقوبتی همانند عقوبت انسان ها در نظر گرفته می شود در قرآن آمده است:بعضی از ما مسلمانند و بعضی از دور.آنان که اسلام آورده اند در جست وجوی راه درست بودند ،اما آنان که از حق دور ند هیزم جهنم خواهند بود واگر بر طریق راست پایداری کند ازآبی فراوان سیرابشان کنیم(سوره جن آیه14و15و16) از این آیه چنین برمی آید که جن ها همانند انسان به گونه ای مختلفند بعضی کافر و بعضی فاسق و ظالم البته برخی نیز نیکوکار و صالح بوده و دارای عقاید مختلف و ادیان مختلف هستند.
در سوره احقاف آمده است که:حضرت رسول پس از آنکه از مکه به طایف رفت تا مردم را به سوی اسلام دعوت کند کسی به دعوت او پاسخ مثبت نداد در بازگشت به محلی رسید که آن را وادی جن شب را درآنجا ماند و به تلاوت آیات الهی مشغول شد در آن هنگام گروهی از جنیان صدای صوت آن حضرت را شنیدند پس از آنکه رسول اکرم از تلاوت فراغت یافت جنیان به سوی قوم برگشتند و این طور مشاهدات خود را بازگو کردند:ای قوم کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده و تصدیق کننده مطالب آن است و به حق و راستی هدایت می کند.(سوره احقاف،آیه29و30)
وروایت است که حتی برخی از جنیان از گروه شیعیان می باشند از آن جمله روایتی است که از ابوحمزه ثمالی نقل شده:روزی جهت شرف یابی به حضور امام باقر اجازه خواستم گفتند که عده ای خدمت آن حضرت هستند لذا اندکی صبر کردم تا آنها خارج شوند پس کسانی خارج شدند که آنها را نمی شناختم و غریب به نظرم آمدند چون اجازه شرفیابی گرفتم داخل شدم و به حضرت عرض کردم فدایت شوم الان زمان حکومت بنی امیه است و شمشیرهای آنها خونریز می باشد.امام فرمود ای ابا حمزه اینان گروهی از شیعیان از طایفه جن بودند تا از مسایل دینی خود سؤال کنند.(جن و شیطان،ص56)
آیا فرشتگان و شیاطین از تبار جنیانند؟
همان طور که گفته شد بنابر قرآن کریم سه موجود انسان، فرشته و جن دارای عقل و شعورند و بنابر مصلحت خداوند در صحنه گیتی ظاهر شدند و نامی از شیطان به طور مستقل به میان آورده نشده است.بنابراین شیطان یا باید از جنس فرشته باشد و یا از جنس جن بهتر است باز از قرآن کریم مدد بگیریم:آنگاه که به فرشتگان گفتیم تا آدم را سجده کنید همه جز ابلیس که از جن بود و از فرمان پروردگارش سربرتاخت سجده کردند(سوره کهف،آیه50)
همچنین خداوند در قرآن کریم فرشتگان را معصوم و مبرا از خطا دانسته:فرشتگان هرگز نافرمانی خدا را نمی کنند و همان کاری را می کنند که به آن ما‏مور شده اند.(سوره تحریم،آیه6)
وبنابر روایتی از زسول خدا :فرشتگان از نور آفریده شده اند بنابراین ابلیس که بزرگترین خطا را در درگاه خدا وند مرتکب شده هرگز نمی تواند از جنس فرشته باشد اگرچه با همه این مستندات هنوز در بین علمای اسلامی در نوع خلقت ذاتی شیطان اختلاف نظر وجود دارد.
ارواح شریر کدامند و چه تفاوتی با جن دارند؟
مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبیل نقاشی ها و کنده کاری های غارها نشان می دهد که انسان از ابتدای آفرینش وجود موجوداتی غیر از خود را در محیط پیرامونش حس کرده است موجوداتی که ترس و وحشت و حتی نوعی پرستش و کرنش را در آنها ایجاد می کرده است پس از اختراع زبان و خط هر قوم و قبیله ای نامی بر آنان گذاردند و برای ارتباط یا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و این آداب نسل به نسل تداوم یافت چنانکه امروز هنوز در آفریقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با این موجودات ویا دفع آنان صورت می گیرد به عنوان مثال در آیین مسیحیت جن گیری یک سابقه دیرینه دارد که اغلب کشیش ها اقدام به آن می کنند و در واقع معتقدند که شیطان در قالب جسم فردی رسوخ می کند البته تقریباً به غیر از مسلمانان همگی این موجودات را ارواح شریر می نامند وبرای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند.
مثلاًبرخی از اروپاییان امروزی بر مبنای یک تفکر سنتی وقتی در خیابان راه می روند دست های خود را تکان می دهند تا از ارواح شریر دور بمانند ویا در روز معین از سال مراسمی برپا می کنند که در آن عده ای بسیار از مردم لباس شبیه به لباس اتاق عمل می پوشند،بوقی در دست می گیرند ودر آن می دمند.اما بنابراعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماواء الطبیعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی کاملاًاز بدن انسان خارج شود نه تنها قدرتی ندارد بلکه انسان هم نمی تواند هیچ گونه تسلطی بر آن داشته باشد مگر به خواست خداوند.
در کتاب ارتباط با ارواح این طور آمده :تسلط ارواح عقب مانده بر انسان ها را در اصطلاح جن زدگی می گویند که در واقع به همان مفهوم افسون وتسخیر است ما استفاده از این اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانیم اول این که جن واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند که بر طبق روایتی عامیانه معمولاًبرای ایجاد شر خلق گشته اند و همواره محکوم به بدی کردن می باشند حال آنکه هیچ موجودی به خاطر بدی کردن آفریده نمی شود معشیت پروردگار چنان است که راه تکامل و تعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد دوم این که اصطلاح جن زدگی غالباًبدین معنی به کار می رود که جسم شخص جن زده را یک جن دیگر و یا روح تصرف شود بعضی در واقع دو نوع سکونت درقالب یک بدن و این فقط یک نوع استثناست نه یک تصرف یا دشمن و آزار بدین جهت واژه جن زدگی به مفهوم عامیانه برای ما قابل قبول نیست آنچه از این متون و بسیاری از متون دیگر برمی آید این است که واژه جن در فرهنگ های دیگر نیز وجود دارد ولی عموماً آن را شیطان ویا ارواح شریر می نامند در حالی که ما مسلمانان معتقدیم که در میان جنیان جن صالح و نیکوکار نیز وجود دارد.
اسماعیل حسین زاده سرابی در کتاب سیمای جن این طور می نویسد: سال ها پیش در مشهد مسئله احضار روح غوغایی عجیب به راه انداخته بود تا این که دو نفر از علمای معتبر مشهد خواستار شرکت در آن مجلس شدند و پس از حضور از نزدیک جریان حرکت میز را مشاهده کردند در جلسه دیگر یکی از دو درخواست کرد که میز مقصود ،میز مخصوص احضار روح است که روی آن همه حرف ها نوشته شده و جن ها توسط اشاره ای میز را تکان می دهند تا روی حرف مورد نظر بایستند را بگردانند این عالم چون دارای علوم و معنویت خاصی بود و راه مکالمه صحیح با موجودات نامرئی را بلد بود گرداننده میز را به اسمایی که حضرت سلیمان می دانست و با آن اسما جنیان را مسخره کرده بود،قسم داده و پرسیده بود شما روح انسان هستید یا موجودی دیگر و شروع به خواندن حروف الفبا کرده که در نهایت این جمله ها حاصل شد«من جن هستم».
زمردیان نیز در کتاب شیطان کیست می گوید:مدت هاست ارتباط گیرندگان با روح به وسیله های گوناگون با جن تماس می گیرند البته جن خود را بانام روح یکی از افراد معرفی می کند وآنها بر این باورند که با روح آدمی تماس گرفته اند در حالی که اغلب تماس آنها با جن و شیطان است.
آیا جن علم غیب دارد؟
قابلیت های موجود در جن که ناشی از نوع خلقتش می باشد مانند پنهان بودن از چشم طی کردن مسافت و غیره این تصور را در ذهن انسان ها اجاد می کند که این موجودات از عالم غیب آگاهند البته بسیاری از ارتباط برقرارگنندگان آگاهانه به قصد سوء استفاده و فریب مردم ویا نا آگاهانه به این باورها دامن زده اند ولی حقیقت آن است که تنها خداوند است که آگاه به غیب می باشد ولاغیر.چنانچه می فرماید:خداوند دانای غیب است وغیب خود را بر هیچ کس آشکار نمی سازد مگر برآن پیامبری که از او خشنود باشد.
والبته بسیار دیده شده در جریان همین احضار روح که ما آن را احضار جن می دانیم.جنیان توانسته اند پاسخ های درست و مناسبی ارائه دهند که آن را نباید ناشی از علم غیب آنان دانست زیرا جن ها از آن جایی که براحتی می توانند طی چند لحظه مسافت طولانی راطی کنند می توانند از همنوعان خود که در جریان ماجرا قراردارند پاسخ را جویا شده و به شخص رابط اطلاع دهند ویا از امکانات دیگری استفاده کنند که ما از آن بی خبریم به هر حال علم غیب چه برای انسان و چه برای جن منتفی است مگر برای عده ای که از طرف خداوند این توانایی برایشان ممکن می شود.
ترس از جنس
آیا باید از جن ها ترسید برای در امان ماندن از آنها چه باید کرد ظرفیت ها و عکس العمل های انسان ها در ارتباط با موجودات ناشناخته بسیار متفاوت است و غیر قابل پیش بینی است بنابراعتقاداتی که سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده همواره جن ها موجوداتی آزار دهنده و موجب شر و فساد بوده اند و هرگاه بیماری لاعلاجی پیش آمده و یا اتفاق غیر قابل توجیهی روی داده به جن و شیطان نسبت داده شده است موارد زیادی از بیماران روان پریش دیده شده اند که بیماری خود را ناشی از دیدن این موجودات می دانند و از سوی اطرافیان جن زده لقب گرفته اند.
مسلم است که وحشت ،ترس و اضطراب بیش از حد موجب بسیاری از اختلالات روحی وروانی خواهد شد.به راستی کدام انسان است که در برخورد با این موجودات بیم در دلش راه نیابد.ولی آیا می توان همه این بیماری ها را منسوب به جن و شیطان دانست.
به طور حتم شما هم عارضه آل زدگی را به کرات از سالخوردگان شنیده اید عارضه ای که مردم در قدیم در برخی از روستاها ومناطق دور افتاده آنرا باور داشته و معتقدند که این موجودات جان زن زائووطفلش را به خطر می اندازد چنانکه چند پیاز پوست کنده را در بالای سر زائو می گداشتند تاآل و جن از بوی بد پیاز فرار کند.
در حالی که امروزه از طریق علمی ثابت شده است عامل بسیاری از بیماری ها،میکروب زدایی پیاز عامل سلامت و محافظت بوده و نه بوی بد آن.ویا عوام بیماری بسیاری از کسانی که به بیماری صرع گرفتارند را به جن نسبت می دهند حال این ها تا چه حد واقعیت دارد سؤالی است که می توان با استناد بر این آیه آن را پاسخ گفت:آنان که ربا می خورند در قیامت چون کسانی از قبر بر می خیزند که به افسون شیطان دیوانه شده اند.(سوره جن،آیه26و27)
بنابراین بسیاری از اعمال نادرست که جنبه شیطانی دارند و در واقع در اثر نفوذ شیطان در روح انسان اعمال می شوند موجب اختلالات روحی.روانی گشته و در واقع یک جنون شیطانی در فرد ایجاد می کند علامه طباطبایی(ره)می گوید:تشبیهی که در این آیه شده که ربا خوار را به کسی تشبیه کرده که از طریق تماسی با شیطان دیوانه شده خالی از این معنا نیست که چنین چیزی (یعنی دیوانه شدن)امری است ممکن چون هر چند آیه شریفه دلالت ندارد که همه دیوانگان در اثر مس شیطان دیوانه شده اند ولی این قدر دلالت دارد که بعضی از جنون ها در اثر مس شیطان رخ می دهد.(سوره بقره،آیه275)
شاید بهترین راه برای در امان ماندن از آزار جنیان بالا بردن دانش و آگاهی نسبت به آنهاست.چرا که جنیان نیز مانند انسان خوب وبد دارند و از آنجایی که در میان انسان ها زندگی می کنند و تعدادشان نیز بسیار زیادتر از انسانهاست دیدار با آنها برای هیچ کس غیر ممکن نیست ولی چه بسا بسیاری از اختلالات روحی،روانی که به جسم هم آسیب جدی وارد می سازد ناشی از دیدار با یک جن خوب و نیکوکار بوده و تنها ترس از دیدار با این موجود فرد را دچار عارضه ساخته و هیچ قصد و عمدی از سوی جنیان در کار نبوده است


کلمات کلیدی:
جن یک واقعیت است یا افسانه
ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٥/۱٤  

در میان انسان ها بر خلقت نظام عالم دو دیدگاه کلی وجود دارد،عده ای که همه چیز را ناشی از خلقت ذات الهی می دانند و گروهی دیگر که سر منشاء خلقت نظام دو عالم را در طبیعت جستجو می کنند.اگر چه در میان آنان اختلاف نظرها بسیار عمیق واساسی است،ولی هیچ یک از این دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراء الطبیعه را انکار کنند.
آنهایی که خدا باورند و به روح و معاد معتقدند(غیر از مسلمانان)از آنها به عنوان ارواح خبیثه ویا ارواح شریر یا شیطان یاد می کنند،برخی هم آنها را موجودات فضایی قلمداد می کنند،مادیون هم اعتقادی به ذات الهی و قدرت پروردگار ندارند،این موجودات را همان انسان های اولیه ای می دانند که در سیر تکامل بین انسان ومیمون حیوان مانده وبه شکل و شمایل غریب در آمده اند و یا حتی برخی از آنها معتقدند که اینان انسان های وحشی و بدوی در اعماق جنگل هستند و گاهی خود را نمایان ساخته و موجب اذیت و آزار انسان های متمدن میشوند.
بنا به نص صریح قرآن،موجودات عالم به سه گروه تقسیم می شوند:
1. جامدات
2. نباتات
حیوانات؛که یا دارای عقلند مانند انسان،فرشتگان و جنیان و یا فاقد عقل و شعور مانند حیوانات وباز بنا به آیات نورانی قرآن کریم، باید بدانیم که بدون هیچ شک و تردیدی موجودی با نام«جن» در جهان آفرینش وجود دارد که از نظر تکلیف و شایستگی مورد خطاب پروردگار قرار گرفته و مشابه انسان می باشد، چرا که:
1. سی و چهار بار نام جن در قرآن کریم آورده شده است.
2. هفتادودومین سوره قرآن با نام این موجود مزین گردیده است.
3. احادیث و روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص)،حضرت علی(ع)،امامان و بزرگان علوم دینی در این خصوص،موجود بوده ودر دسترس قرار دارد.
4. به وسیله بسیاری از انسان ها رؤیت شده اند.
به آیاتی از قرآن کریم که وجود جن را مبرهن می داند اشاره می کنیم:
 سپاهیان سلیمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمده و به صف می رفتند.(سوره نمل،آیه 17)
 برای خدا شریکانی از جن قرار دادند و حال آن که جن را خدا آفریده است.(سوره انعام،آیه17)
 بگو از جن و انس گرد آیند تا همانند این قرآن بیاورند،نمی توانند،هر چند که یکدیگر را یاری دهند.(سوره اسرا،آیه8Cool
 سخن پروردگارت بر تو مقرر شد که جهنم را از جن و انس انباشته می کنیم.(سوره هود،آیه119)
 ای گروه جنیان و آدمیان،اگر می توانید از قطر آسمان و زمین بگذرید،بیرون روید ولی بیرون نتوانید رفت مگر با قدرتی.(سوره الرحمن،آیه33)
مرحوم شیخ مفی در کتاب «ارشاد» آورده است:
در آثاری از ابن عباس نقل شده:زمانی که پیامبر اسلام(ص) به قصد جنگ با قبیله مصطلق از مدینه خارج شد،هنگام شب به دره وحشتناک و صعب العبوری رسید.اواخر شب جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد که طایفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مکر و شر و اذیت شما و اصحابتان را دارند.(ارشاد،ص399)
از حضرت امام صادق(ع)روایت شده:
روزی حضرت رسول(ص)نشسته بود،مردی به خدمتشان رسید که بلندی قامتش مثل درخت خرما بود.سلام کرد،حضرت جواب داد و سپس فرمود«خودش وکلامش شبیه جن است».سپس به او فرمود کیستی؟ عرض کرد :من هام،پسر هیم،فرزند لاتیس،پسر ابلیس هستم.(بحارالانوار،ص83)
بانو حکیمیه دختر امام کاظم(ع) می گویدکه برادرم رضا(ع) را دیدم که تنها بود،عرض کردم:با چه کسی سخن می گویید؟ فرمودند:فردی از جن آمده تا مسائلی بپرسد و از چیزهایی شکایت کند.(اصول کافی،ص395)
علامه طباطبایی(ره)می فرمودند:
روزی آقای بحرینی که یکی از افراد معروف و مشهور در احضار جن و از متبحرترین در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور یافت،چادری آوردند،دو طرفش را به دست من داد و دو طرف دیگر را به دست های خودش گرفت.این چادر به فاصله دو وجب از زمین فاصله داشت. در این حال جنیان را حاضر کرد،صدای غلغله و همهمه شدیدی از زیر چادر برخاست.چادر به شدت تکان می خورد چنان که نزدیک بود از دست ما خارج شود. من محکم نگه داشته بودم،آدمک هایی به قامت دو وجب در زیر چادر بودند وبسیار ازدحام کرده و تکان می خوردند و رفت و آمد داشتند،من با کمال فراست متوجه بودم این صحنه،چشم بندی و صحنه سازی نبوده و صد در صد وقوع امر خارجی بوده است.(رجایی،تهرانی،جن و شیطان،ص47)
جن چگونه موجودی است؟
به واقع جن چگونه موجودی است وآیا می توان توسط علوم پیشرفته امروزی آن را اثبات کرد؟ جن در لغت به معنای مستور و پوشیده است،همان طور که بچه در رحم و پنهان از چشم ما را «جنین»گویند و جنت اشاره به باغی است که درختان آن مانع از به چشم آمدن زمینش می گردد.
وشاید علت شک و تردید در وجود جن نیز همان مستور و پنهان بودنش از انظار و حس بشری است،که به علت آن در ذات خلقتش نهفته است.
قرآن کریم خلقت جن را چنین بیان می دارد:
 و جان (که در بعضی از متون اسلامی آمده است،جان پدر جن است همانطور که آدم پدر انسان)را پیشتر،از آتش زهرآگین آفریدیم.(سوره حجر،آیه27)
 خدا انسان راازگل خشک شده ای چون سفال آفرید و جنیان را از شعله ای بی دود.(سوره الرحمان،آیه12)
از این آیات در می یابیم که جن،آتش است و انسان از جنس خاک،و این چنین دریافت می شود که جنیان قبل از انسان خلق شده است،و از آنجایی که هر دو از ماده آفریده شده اند پس مادی هستند،ولی دو تفاوت اساسی آنها را از سایر موجودات متمایز می سازد:
1. می توانند خود را به هر شکل و قیافه ای درآورند(آکام المرجان)(به استثنای پیامبران و ائمه معصومین وبنا به برخی روایات حتی احدی از شیعیان)
2. از چشم موجودات دیگر پنهانند.
ملاصدرا پنهان و آشکار شدن جن را با هوا قیاس می کند و این طور عنوان می دارد:
«بدن های لطیف در الطاف و نرمی متوسط بوده و از این رو آماده جدایی و یا گرد آمدن هستند،چون گردهم آیند قوام آنها بهتر گشته و مشاهده می گردند و چون جدا گردند قوامشان نازک و جسمشان لطیف می شود و از دیده پنهان می مانند.مانند هوا که وقتی ذاتش گردهم می آیند غلیظ می شود و به صورت ابر درمی آید و وقتی ذرات ازهم جدا می شوند لطیف می شود ودیده نمی شوند.»(ملاصدرا،مفاتیح الغیب)
همین ذات وجودی جنیان به آنها این امکان را می دهد که خود را به هر شکلی و با هر حجمی درآورند.چه به اندازه سرسوزن و چه در اندازه اتاقی بزرگ.آنها به واسطه همین ویژگی،بُعد زمان برایشان معنا ندارد،و مسافتی را که بشر مدت ها باید آن را طی کند.در لحظه ای می پیمایند و اعمالی را که از توان انسان خارج است آنها به راحتی قادر به انجامش هستند عمده ترین علت شکست و تردید در وجود آنان هم همین پنهان بودن از چشم انسان هاست. که البته از نظر علمی هم توجیه پذیر است.چرا که در جهان هستی چیزهای زیاذی وجود دارد که به چشم انسان قابل رؤیت نیستند ولی قدرتشان از نظر جسمی از انسان به مراتب بیشتر است.مثل الکترون ها،امواج الکتریسیته،نورهای ماورای بنفش،اشعه ایکس،باکتری ها و ویروس ها،آمیب ها،جانداران تک سلول و از همه مهمتر ذات اقدس الهی که دیده نمی شود ولی کدام عقل سلیمی می تواند آن را انکار کند؟
بنابراین صرف این که با حواس خود قادر نیستیم آنان را درک کنیم،دلیل بر نبودن آنها نیست.
آیا جن ها برتر از انسان ها هستند؟
همه ما واژه «از ما بهتران»را به کرات شنیده ایم.این واژه در فرهنگ عامیانه ما اغلب برای جن به کار می رود ولی آیا واقعاً این چنین است؟ آیا جن موجودی برتر از انسان است؟ خداوند در قرآن کریم می فرماید«وما فرزندان آدم را بر بسیاری مخلوقات خود برتری و فضیلت کامل بخشیدیم.»(سوره اسراء،آیه70)و همچنین واجب شدن سجده شیطان و فرشتگان بر انسان نیز،خود دلیلی برای برتر بودن نوع انسان است در پیشگاه خداوند.یک انسان کامل بر همه موجدات برتری دارد وحتی بعضی از انسان ها که راه برقراری ارتباط با جنیان را می دانند(مدیوم ها)می توانندبرآنهاتسلط یابند.
باز به قرآن کریم استناد می کنیم که می گوید«از پریان بودند که به فرمان پروردگارش برایش کار می کردند و هر که از آنان از فرمان سر می پیچد به او عذاب آتش سوزان را می چشاندیم.برای وی هرچه می خواست ازبناهای بلندوتندیس ها وکاسه هایی چون حوض ودیگ های محکم می ساختند.»(سوره سباء،آیه12و13)
اگرچه قرآن کریم در مورد تسلط بر جن فقط از حضرت سلیمان یاد کرده است ولی در بسیاری از کشورها وحتی در کشور خودمان هم نمونه های زیادی دیده شده که اشخاصی با عنوان جن گیر و یا احضار کنندگان ارواح توانسته اند از آنها بهره گیرند.
در هر حال باید دانست که در پیشگاه خداوند انسان اشرف مخلوقات است و یک انسان کامل و مؤمن بر همه خلایق برتری دارد.
حیات وزیستن جن
بنابر آیه کریمه قرآن:
 این موجود عجیب پیش از آفرینش انسان،خلق شده است.(سوره حجر،آیه27)
 جنیان از شعله های آتش آفریده شده اند.(سوره الرحمان،آیه14)
 جنیان چون انسان ها دسته دسته به دنیا آمده اند،تا زمان مرگ زندگی کرده و بعد به جهان آخرت خواهند رفت.(سوره فصلت،آیه25)
 آنها نیز نرو ماده دارند.(سوره جن،آیه6)
 آنها نیز تمایلات نفسانی دارند.(سوره الرحمن،آیه56)
 تعداد جنیان بیش از آدمیان است.(سوره انعام،آیه128)
همان طور که پیش از این گفته شد،جن موجودی است مادی که از آتش خلق شده است از آنجایی که دارای حیات است و طبق آیات الهی زاد و ولد می کند پس نرو ماده دارد،خواب و خوراک داردوپایان زندگی اش با مرگ توام است وباز بنابر آیات کریمه،زندگی پس از مرگ نیز خواهد داشت.
تغذیه جنیان
از آنجا که هر موجودی برای ادامه حیات خود احتیاج به تغذیه و خوراک دارد جنیان نیز به طور قطع از چیزهایی تغذیه می کنند.چنانکه«ابن بابویه»نقل کرده است:«گروهی از طایفه جنیان خدمت پیامبراکرم(ص) شرفیاب شدند وعرض کردند:ای رسول خدا چیزی برای خوردن به ما عطا فرما،حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا کرد.»(وسایل الشیعه،جلد1،ص252)
ونیز امام صادق(ع)می فرماید:استخوان و ضایعات غذای جنیان است.(وسایل الشیعه)
سخن گفتن جنیان
فطرت انسان به گونه ای است که احتیاج به سخن گفتن و ارتباط برقرار کردن با همنوعان خود ساخته است.از طرفی اصوات در حیوانات هم به طریق علمی و هم تجربی ثابت شده و همچنین در قرآن و روایات ذکر شده است که بعضی از پیامبران(مانند حضرت نوح و سلیمان)زبان حیوانات را دانسته و می توانستند با آنها سخن گویند.در جنیان نیز به همین گونه است.از آنجایی که جنیان نیز مادی هستند وزندگی اجتماعی آنها ایجاب می کند که با یکدیگر سخن بگویند،پس به طور قطع و یقین آنها اصواتی برای انتقال مفاهیم به یکدیگر دارند ولی در فهم ما نیست.البته کسانی می توانند به طریقی حرف های آنها را دریابند وبا آنها سخن گویند؛چنانکه حضرت رسول و برخی از امامان با آنها صحبت می کردند و افرادی بنابر توانایی های خاصی می توانند با آنها ارتباط برقرار کنند(ارتباط دهندگان یا جن گیران)
از امام صادق(ع)نقل شده است:
«روزی امیرالمؤمنین(ع)د رکوفه بر فراز نبر مشغول خطبه بود که ناگهان اژدهایی در حالی که به شدت به طرف مردم می دوید و آنها از او می گریختند پدیدار شد.حضرت فرمود: «راه را برای او باز کنید».
مار بزرگی جلو آمد واز منبر بالا رفت و پاهای حضرت را بوسید و خود را به پاهای مبارک حضرت مالید وسه بار دمید.سپس پایین آمدورفت وحضرت خطبه را ادامه داد. وقتی مردم توضیح خواستند ایشان فرمود:او مردی از جن بود که می گفت:فرزندش را یکی از انصار به نام جابر بن سمیع،بدون اینکه به او آزاری رسانده باشد با سنگ کشته است و اکنون خون فرزندش را می طلبید.»(بحارالانوار،ص172)قابل ذکر است،دری که مار از آن وارد و خارج شده بود به «باب الثعبان»(درب مار)مشهور شد. پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع)،معاویه که نمی خواست ذکری از فضایل آن حضرت گفته شود دستور دادفیلی آوردند و به آن در بستند. آنقدر فیل را در آنجا نگه داشت تا به باب الفیل مشهور شد.و هم اکنون نیز،«باب الفیل»(درب فیل)نامیده می شود.(بحارالانوار،ص171)
نزول جنیان
از آنجایی که نوع خلقت جنیان با انسان ها متفاوت است واضح است که مکان زندگی آنها متناسب با نوع خلقت آنها باشد ولی آن مکان ها کجاست؟ در بین عوام شایع است که زیر زمین ها جاهای تاریک و مرطوب مانند حمام ها،چاه ها و عمق جنگل ها جایگاه جنیان است. اما بررسی ها حاکی از آن است که قطعاً آنها در جایی زندگی می کنند که از انسان ها به دور باشند.
در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که:در وادی شقره(بیابانی که رنگ خاکش سرخ مایل به زرد است)نماز نخوان زیرا در آنجا منازل جن است.(وسایل الشیعه،ص452)
قابل ذکر است یکی از معروفترین مساجد مکه به نام(مسجدالجن)در غرب شهر مکه محل نزول جنیان در مکه است و مستحب است حاجیان درآن مسجد رفته و دو رکعت نماز به جا آورند.
تولید مثل جنیان
آنچه مسلم است این است که بنابر ذات وجودی جنیان آنها نیز مانند انسان دارای غریزه جنسی بوده وتولد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقای نسلشان آمیزش جنسی مؤنث و مذکر است.اما این سؤال که آیا آنها مانند انسان ها و سایر جانداران با عمل لقاح و تشکیل نطفه تولد می یابند چیزی نیست که ازکلام خداوند بتوان استنباط کردولی ابن عربی در فتوحات گفته است تناسل بشر به القای آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القای هوا در رحم اثنی(جنس ماده)می باشد(جن الشیطان،ص57)
روایتی است از بخشی از وصیت حضرت رسول به امیرالمؤمنین که فرمود:
ای علی در شب اول و وسط و آخر ماه آمیزش مکن همانا جنیان در این سه شب به پیش زنان خویش(برای مقاومت)می روند.(وسایل الشیعه،ص91)
ودر آیه ای برای وصف حوریان بهشتی آمده است:حوریان بهشتی را قبل از شوهرانشان نه آدمی و نه جن دست زده است.(سوره الرحمن،آیه56و74)
خواب جنیان
الله خدایی است که هیچ خدایی جز او نیست زنده و پاینده است.نه خواب سبک اورا دربرمی گیردونه خواب سنگین(سوره بقره،آیه255)
واز حضرت صادق روایت است که می فرمایند:به غیر از خداوند متعال همه خواب دارند حتی فرشتگان(میزان الحمه،ص25)و حدیثی است از رسول خدا که می فرمایند :خواب به چهار گونه است پیامبران به پشت می خوابند ،مؤمنین به دست راست،کافرین ومنافقین به دست چپ و شیاطین به رو می خوابند(شیخ حر عاملی ص1067)
آنچه از این مطالب می توان در یافت این است که به غیر از ذات اقدس الهی همه موجودات دارای خواب هستند.
مرگ جنیان
جنیان نیز مانند هر موجود جانداری همان طور که دارای حیات هستند مرگ هم شامل حالشان می شود چنان که در قرآن کریم آمده:وبر آنها (خطاکاران)نیز همانند پیشینیان از جن و انس عذاب مقرر شد.(سوره فصلت،آیه25)
به امت هایی که پیش از شما بوده اند از جن و انس در آتش داخل شوید.(سوره اعراف آیه 3Cool
ازاین آیات چنین برمی آید که نه تنها آنها هم مانند انسان مرگ دارند بلکه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نیستند.
تکالیف جنیان در مقابل ذات پروردگار
همان طور که در مباحث قبل گفتیم انسان، فرشته و جن سه موجودی هستند که بنابر مصلحت خداوند خلق شده اند و هدف از آفرینش آنها نیز عبادت پروردگار است.
چنانکه در قرآن کریم آمده است:جن و انس را جز برای پرستش خود نیافریده ام.(سوره ذازیان،آیه56)
جن نیز مانند انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجرای قوانین دینی مکلف است چگونگی عبادت و اجرای احکام در میان آنها مشخص نیست ولی آنچه مسلم است این است که پیامبرانی که برای هدایت مخلوق برگزیده شده اند جنیان را نیز هدایت گرند.
چنانکه علامه طباطبایی فرمودند:اتفاقاًدر این باره از خود جنیان هم سؤال شده که آیا پیغمبر شما از جنس خود شماست در پاسخ گفته اند:پیامبران ماانسانند و اینک ما به رسالت ختمی مرتبت ایمان آورده ایم و او را آخرین پیامبر می دانیم.(جن و شیطان)
از بسیاری از آیات روایت و احادیث نیز این طور استنباط می شود که در بعضی از جنیان کافرو بعضی مسلمانند و حتی قبل از ظهور اسلام برخی از آنها یهودی بودند که بعد از اسلام به پیشگاه حضرت محمد(ص)آمده و مسلمان شده اند و برای آنها عقوبتی همانند عقوبت انسان ها در نظر گرفته می شود در قرآن آمده است:بعضی از ما مسلمانند و بعضی از دور.آنان که اسلام آورده اند در جست وجوی راه درست بودند ،اما آنان که از حق دور ند هیزم جهنم خواهند بود واگر بر طریق راست پایداری کند ازآبی فراوان سیرابشان کنیم(سوره جن آیه14و15و16) از این آیه چنین برمی آید که جن ها همانند انسان به گونه ای مختلفند بعضی کافر و بعضی فاسق و ظالم البته برخی نیز نیکوکار و صالح بوده و دارای عقاید مختلف و ادیان مختلف هستند.
در سوره احقاف آمده است که:حضرت رسول پس از آنکه از مکه به طایف رفت تا مردم را به سوی اسلام دعوت کند کسی به دعوت او پاسخ مثبت نداد در بازگشت به محلی رسید که آن را وادی جن شب را درآنجا ماند و به تلاوت آیات الهی مشغول شد در آن هنگام گروهی از جنیان صدای صوت آن حضرت را شنیدند پس از آنکه رسول اکرم از تلاوت فراغت یافت جنیان به سوی قوم برگشتند و این طور مشاهدات خود را بازگو کردند:ای قوم کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده و تصدیق کننده مطالب آن است و به حق و راستی هدایت می کند.(سوره احقاف،آیه29و30)
وروایت است که حتی برخی از جنیان از گروه شیعیان می باشند از آن جمله روایتی است که از ابوحمزه ثمالی نقل شده:روزی جهت شرف یابی به حضور امام باقر اجازه خواستم گفتند که عده ای خدمت آن حضرت هستند لذا اندکی صبر کردم تا آنها خارج شوند پس کسانی خارج شدند که آنها را نمی شناختم و غریب به نظرم آمدند چون اجازه شرفیابی گرفتم داخل شدم و به حضرت عرض کردم فدایت شوم الان زمان حکومت بنی امیه است و شمشیرهای آنها خونریز می باشد.امام فرمود ای ابا حمزه اینان گروهی از شیعیان از طایفه جن بودند تا از مسایل دینی خود سؤال کنند.(جن و شیطان،ص56)
آیا فرشتگان و شیاطین از تبار جنیانند؟
همان طور که گفته شد بنابر قرآن کریم سه موجود انسان، فرشته و جن دارای عقل و شعورند و بنابر مصلحت خداوند در صحنه گیتی ظاهر شدند و نامی از شیطان به طور مستقل به میان آورده نشده است.بنابراین شیطان یا باید از جنس فرشته باشد و یا از جنس جن بهتر است باز از قرآن کریم مدد بگیریم:آنگاه که به فرشتگان گفتیم تا آدم را سجده کنید همه جز ابلیس که از جن بود و از فرمان پروردگارش سربرتاخت سجده کردند(سوره کهف،آیه50)
همچنین خداوند در قرآن کریم فرشتگان را معصوم و مبرا از خطا دانسته:فرشتگان هرگز نافرمانی خدا را نمی کنند و همان کاری را می کنند که به آن ما‏مور شده اند.(سوره تحریم،آیه6)
وبنابر روایتی از زسول خدا :فرشتگان از نور آفریده شده اند بنابراین ابلیس که بزرگترین خطا را در درگاه خدا وند مرتکب شده هرگز نمی تواند از جنس فرشته باشد اگرچه با همه این مستندات هنوز در بین علمای اسلامی در نوع خلقت ذاتی شیطان اختلاف نظر وجود دارد.
ارواح شریر کدامند و چه تفاوتی با جن دارند؟
مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبیل نقاشی ها و کنده کاری های غارها نشان می دهد که انسان از ابتدای آفرینش وجود موجوداتی غیر از خود را در محیط پیرامونش حس کرده است موجوداتی که ترس و وحشت و حتی نوعی پرستش و کرنش را در آنها ایجاد می کرده است پس از اختراع زبان و خط هر قوم و قبیله ای نامی بر آنان گذاردند و برای ارتباط یا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و این آداب نسل به نسل تداوم یافت چنانکه امروز هنوز در آفریقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با این موجودات ویا دفع آنان صورت می گیرد به عنوان مثال در آیین مسیحیت جن گیری یک سابقه دیرینه دارد که اغلب کشیش ها اقدام به آن می کنند و در واقع معتقدند که شیطان در قالب جسم فردی رسوخ می کند البته تقریباً به غیر از مسلمانان همگی این موجودات را ارواح شریر می نامند وبرای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند.
مثلاًبرخی از اروپاییان امروزی بر مبنای یک تفکر سنتی وقتی در خیابان راه می روند دست های خود را تکان می دهند تا از ارواح شریر دور بمانند ویا در روز معین از سال مراسمی برپا می کنند که در آن عده ای بسیار از مردم لباس شبیه به لباس اتاق عمل می پوشند،بوقی در دست می گیرند ودر آن می دمند.اما بنابراعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماواء الطبیعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی کاملاًاز بدن انسان خارج شود نه تنها قدرتی ندارد بلکه انسان هم نمی تواند هیچ گونه تسلطی بر آن داشته باشد مگر به خواست خداوند.
در کتاب ارتباط با ارواح این طور آمده :تسلط ارواح عقب مانده بر انسان ها را در اصطلاح جن زدگی می گویند که در واقع به همان مفهوم افسون وتسخیر است ما استفاده از این اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانیم اول این که جن واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند که بر طبق روایتی عامیانه معمولاًبرای ایجاد شر خلق گشته اند و همواره محکوم به بدی کردن می باشند حال آنکه هیچ موجودی به خاطر بدی کردن آفریده نمی شود معشیت پروردگار چنان است که راه تکامل و تعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد دوم این که اصطلاح جن زدگی غالباًبدین معنی به کار می رود که جسم شخص جن زده را یک جن دیگر و یا روح تصرف شود بعضی در واقع دو نوع سکونت درقالب یک بدن و این فقط یک نوع استثناست نه یک تصرف یا دشمن و آزار بدین جهت واژه جن زدگی به مفهوم عامیانه برای ما قابل قبول نیست آنچه از این متون و بسیاری از متون دیگر برمی آید این است که واژه جن در فرهنگ های دیگر نیز وجود دارد ولی عموماً آن را شیطان ویا ارواح شریر می نامند در حالی که ما مسلمانان معتقدیم که در میان جنیان جن صالح و نیکوکار نیز وجود دارد.
اسماعیل حسین زاده سرابی در کتاب سیمای جن این طور می نویسد: سال ها پیش در مشهد مسئله احضار روح غوغایی عجیب به راه انداخته بود تا این که دو نفر از علمای معتبر مشهد خواستار شرکت در آن مجلس شدند و پس از حضور از نزدیک جریان حرکت میز را مشاهده کردند در جلسه دیگر یکی از دو درخواست کرد که میز مقصود ،میز مخصوص احضار روح است که روی آن همه حرف ها نوشته شده و جن ها توسط اشاره ای میز را تکان می دهند تا روی حرف مورد نظر بایستند را بگردانند این عالم چون دارای علوم و معنویت خاصی بود و راه مکالمه صحیح با موجودات نامرئی را بلد بود گرداننده میز را به اسمایی که حضرت سلیمان می دانست و با آن اسما جنیان را مسخره کرده بود،قسم داده و پرسیده بود شما روح انسان هستید یا موجودی دیگر و شروع به خواندن حروف الفبا کرده که در نهایت این جمله ها حاصل شد«من جن هستم».
زمردیان نیز در کتاب شیطان کیست می گوید:مدت هاست ارتباط گیرندگان با روح به وسیله های گوناگون با جن تماس می گیرند البته جن خود را بانام روح یکی از افراد معرفی می کند وآنها بر این باورند که با روح آدمی تماس گرفته اند در حالی که اغلب تماس آنها با جن و شیطان است.
آیا جن علم غیب دارد؟
قابلیت های موجود در جن که ناشی از نوع خلقتش می باشد مانند پنهان بودن از چشم طی کردن مسافت و غیره این تصور را در ذهن انسان ها اجاد می کند که این موجودات از عالم غیب آگاهند البته بسیاری از ارتباط برقرارگنندگان آگاهانه به قصد سوء استفاده و فریب مردم ویا نا آگاهانه به این باورها دامن زده اند ولی حقیقت آن است که تنها خداوند است که آگاه به غیب می باشد ولاغیر.چنانچه می فرماید:خداوند دانای غیب است وغیب خود را بر هیچ کس آشکار نمی سازد مگر برآن پیامبری که از او خشنود باشد.
والبته بسیار دیده شده در جریان همین احضار روح که ما آن را احضار جن می دانیم.جنیان توانسته اند پاسخ های درست و مناسبی ارائه دهند که آن را نباید ناشی از علم غیب آنان دانست زیرا جن ها از آن جایی که براحتی می توانند طی چند لحظه مسافت طولانی راطی کنند می توانند از همنوعان خود که در جریان ماجرا قراردارند پاسخ را جویا شده و به شخص رابط اطلاع دهند ویا از امکانات دیگری استفاده کنند که ما از آن بی خبریم به هر حال علم غیب چه برای انسان و چه برای جن منتفی است مگر برای عده ای که از طرف خداوند این توانایی برایشان ممکن می شود.
ترس از جنس
آیا باید از جن ها ترسید برای در امان ماندن از آنها چه باید کرد ظرفیت ها و عکس العمل های انسان ها در ارتباط با موجودات ناشناخته بسیار متفاوت است و غیر قابل پیش بینی است بنابراعتقاداتی که سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده همواره جن ها موجوداتی آزار دهنده و موجب شر و فساد بوده اند و هرگاه بیماری لاعلاجی پیش آمده و یا اتفاق غیر قابل توجیهی روی داده به جن و شیطان نسبت داده شده است موارد زیادی از بیماران روان پریش دیده شده اند که بیماری خود را ناشی از دیدن این موجودات می دانند و از سوی اطرافیان جن زده لقب گرفته اند.
مسلم است که وحشت ،ترس و اضطراب بیش از حد موجب بسیاری از اختلالات روحی وروانی خواهد شد.به راستی کدام انسان است که در برخورد با این موجودات بیم در دلش راه نیابد.ولی آیا می توان همه این بیماری ها را منسوب به جن و شیطان دانست.
به طور حتم شما هم عارضه آل زدگی را به کرات از سالخوردگان شنیده اید عارضه ای که مردم در قدیم در برخی از روستاها ومناطق دور افتاده آنرا باور داشته و معتقدند که این موجودات جان زن زائووطفلش را به خطر می اندازد چنانکه چند پیاز پوست کنده را در بالای سر زائو می گداشتند تاآل و جن از بوی بد پیاز فرار کند.
در حالی که امروزه از طریق علمی ثابت شده است عامل بسیاری از بیماری ها،میکروب زدایی پیاز عامل سلامت و محافظت بوده و نه بوی بد آن.ویا عوام بیماری بسیاری از کسانی که به بیماری صرع گرفتارند را به جن نسبت می دهند حال این ها تا چه حد واقعیت دارد سؤالی است که می توان با استناد بر این آیه آن را پاسخ گفت:آنان که ربا می خورند در قیامت چون کسانی از قبر بر می خیزند که به افسون شیطان دیوانه شده اند.(سوره جن،آیه26و27)
بنابراین بسیاری از اعمال نادرست که جنبه شیطانی دارند و در واقع در اثر نفوذ شیطان در روح انسان اعمال می شوند موجب اختلالات روحی.روانی گشته و در واقع یک جنون شیطانی در فرد ایجاد می کند علامه طباطبایی(ره)می گوید:تشبیهی که در این آیه شده که ربا خوار را به کسی تشبیه کرده که از طریق تماسی با شیطان دیوانه شده خالی از این معنا نیست که چنین چیزی (یعنی دیوانه شدن)امری است ممکن چون هر چند آیه شریفه دلالت ندارد که همه دیوانگان در اثر مس شیطان دیوانه شده اند ولی این قدر دلالت دارد که بعضی از جنون ها در اثر مس شیطان رخ می دهد.(سوره بقره،آیه275)
شاید بهترین راه بای در امان ماندن از آزار جنیان بالا بردن دانش و آگاهی نسبت به آنهاست.چرا که جنیان نیز مانند انسان خوب وبد دارند و از آنجایی که در میان انسان ها زندگی می کنند و تعدادشان نیز بسیار زیادتر از انسانهاست دیدار با آنها برای هیچ کس غیر ممکن نیست ولی چه بسا بسیاری از اختلالات روحی،روانی که به جسم هم آسیب جدی وارد می سازد ناشی از دیدار با یک جن خوب و نیکوکار بوده و تنها ترس از دیدار با این موجود فرد را دچار عارضه ساخته و هیچ قصد و عمدی از سوی جنیان در کار نبوده است.


کلمات کلیدی:
بختک از نگاه علم
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٥/۱٤  
بختک

انگار خواب می‌بیند، ولی نه. می‌خواهد از ترس فریاد بکشد، ولی دست و پایش را زنجیر کرده‌اند و راه گلویش را بسته‌اند. انگار چیزی روی سینه‌اش سنگینی می‌کند. از شدت وحشت، تمام بدنش فلج شده و تکان نمی‌خورد. خوب که نگاه می‌کند می‌بیند چیزی شبیه یک موجود وحشتناک و گاهی پشمالو روی سینه‌اش نشسته و گویی جان او را می‌گیرد.

خواب شیرین از آن دسته چیزهایی است که خیلی‌ها آرزویش را دارند، ولی دستشان از آن کوتاه است. اگر از تمام بی‌خوابی‌ها و مشکلاتی که شبانگاهان به سراغمان می‌آید بگذریم، چیزی هست که خواب را به کام انسان زهر می‌کند و آن چیزی نیست جز بختک. کابوسی که تا کنون بسیاری آن را تجربه کرده‌اند. شاید شما هم جزو آن دسته از افرادی باشید که بختک به سراغتان آمده است.

بختک در واقع یک نوع کابوس است. خوابی که واکنش احساسی بسیار ناخوشایندی را در فردی که خوابیده به صورت ترس یا وحشت، درد، احساس افتادن از جایی، غرق‌شدگی یا مرگ ایجاد می‌کند.

چنین خواب‌هایی می‌تواند به دلایل جسمی همچون تب بالا یا عوامل روانشناختی چون ضربه‌های روحی یا استرس در زندگی فرد رخ دهد یا ممکن است دلیل خاصی نداشته باشد.

نام بختک به این دلیل روی این نوع کابوس گذاشته شد که از زمان های گذشته، افراد بر این باور بودند که عجوزه‌ای زشت صورت، شب‌ها بدن جسمانی خود را ترک کرده و روی سینه قربانی خود می‌نشیند. فرد قربانی در چنین حالتی با احساس وحشت و در حالی که به سختی نفس می‌کشد از خواب بیدار می‌شود، گویی چیزی سنگین روی سینه‌اش سنگینی می‌کند و قادر به حرکت نیست، انگار فلج شده است.

این باور در بسیاری از فرهنگ‌های دنیا رایج است. در کشور ما هم هنوز به این حالت سنگینی و وحشت، بختک گفته می‌شود.

البته تحقیقاتی که در سال‌های اخیر روی این فرآیند پیچیده صورت گرفته، نشان می‌دهد که این پدیده نوعی فلج خواب است که طی آن ماهیچه‌های اسکلتی به طور ناپایداری از حرکت باز ایستاده و به اصطلاح فلج می‌شوند و فرد در آغاز خوابیدن یا در حین بیدار شدن از خواب، توانایی انجام حرکات اختیاری بدنش را به طور موقت از دست می‌دهد.

در واقع فلج خواب، نوعی اختلال خواب محسوب می‌شود که حدود چند ثانیه تا چند دقیقه طول می‌کشد. البته می‌توان با لمس بدن فرد یا صدا زدن او، وی را از این حالت خارج کرد.

بختک با چه علائمی قابل شناسایی است؟

به طور کلی بختک یا فلج خواب دارای دو دسته علائم است که ممکن است به تنهایی یا ترکیبی از هر دو، در فرد دیده شود:

فلج اندام‌ها:

این مرحله هنگام بیدار شدن از خواب یا مدت کوتاهی پیش از به خواب رفتن رخ دهد. در این حالت فلج یک بخش یا تمام اندام‌ها شامل بازوها، پاها و کل بدن اتفاق می‌افتد و فرد قادر به حرکت آنها نیست، نمی‌تواند صحبت کند و تنها کنترل کمی در خصوص تنفس و پلک زدن خود دارد.

این فلج همانند فلجی است که در هنگام دیدن رویا رخ می‌دهد. به طوری که مغز برای جلوگیری از افزایش بروز هیجانات در هنگام رویا، ماهیچه‌ها را از کار می‌اندازد و تنها بخش‌هایی از بدن طی دیدن رویا حرکت می‌کند.

به دنبال این فلج، فرد احساس سنگینی روی قفسه سینه خود می‌کند، به طوری که نمی‌تواند به درستی نفس بکشد.

علائم توهمی:

این مرحله شامل دیدن یا شنیدن تصاویر و صداهایی طی فلج اندام‌هاست. به‌گونه‌ای که فرد فکر می‌کند کسی کنارش ایستاده یا صدای عجیبی می‌شنود. دیدن سایه افراد، تجربه خروج از بدن، احساس شناور بودن در هوا، شنیدن گام‌هایی که نزدیک می‌شوند هم از علائم توهم‌گونه است.

در این دسته معمولا توهمات شنیداری از همه شایع‌تر است. افراد معمولا از شنیدن صداهای خراشیدن چیزی، خندیدن، تراشیدن، وزوز، زنگ زدن و صداهای مختلف سخن می گویند که بسیار واقعی به نظر می‌رسند.

در مطلب بعدی عوامل و مکانیسم ایجاد این عارضه را برای شما خواهیم گفت.

ادامه دارد...


کلمات کلیدی: